رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر خود در اردیبهشت 95 با معلمان برگزیده کشور فرمودند: تحمل مخالف در جامعه ما نهادینه نشده است، زیرا تا فردی مختصر طعنه ای می زند، با مشت به سینه او کوبیده می شود! این، یعنی عدم تحمل مخالف؛ و همچنین در ادامه فرمودند: نهادینه کردن این شاخص ها در نسل آینده و فرهنگ سازی درباره آنها از وظایف بزرگ معلمان و آموزش و پرورش است. در تامل این مهم نظر مخاطبین عزیز را به مولفه های زیر جلب می نمایم:
1- یکی از پیش زمینه های اخلاقی برای نهادینه شدن تحمل مخالف در جامعه پرورش سجایای اخلاقی در انسان است مثل بخشندگی، عفو و گذشت، صبر و تحمل در برابر ناملایمات که در روانشناسی آن را تاب آوری در مقابل سختی ها و مشکلات میگویند.
امام علی (ع) در نهج البلاغه می فرمایند: انسان حلیم کسی است که برادر دینی خود را تحمل می کند.
در جایی دیگر آن امام همام می فرمایند: بخشندگی دوستی می آورد و اخلاق را زینت میدهد. همیشه بخشندگی از مال ومنال مادی نیست، گاهی انسان باید از آبروی خود هزینه کند و گاهی از قدرت و مقام اجتمایی دست بردارد. این ها زمینه نهادینه شدن تحمل مخالف و آزادی اندیشه در جامعه را به وجود می آورد.
آداب اجتمایی و معاشرت بین فردی، بر ما مفروض می دارد که هر انسان زنده و پوینده ای دارای تفکر و اندیشه است، آزادی فکر و اندیشه برای رشد و کمال جامعه، حق طبیعی هر انسان است؛ که می تواند راه خویش و گرایش ذاتی خود را انتخاب کند؛ اما ترویج هر اندیشه ای بر اساس ضابطه و قانون مهار می شود و اینجا برابر نص صریح قرآن، تحمل و بردباری در مقابل حق است نه باطل، چون خداوند متعال در قرآن کریم می فرمایند: (اشداء علی الکفار و رحماء بینهم).
2- تحمل مخالف عامل رشد، تفکر و اندیشیدن در انسان است. آزادی اندیشه، محصول تقابل نقادانه و تفکر متضاد است؛ که به قول فقها، باب اجتهاد را برای همیشه باز نگه می دارد تا نظرات تازه و مطابق زمان و مکان در هر عصری، به غلیان و تبلور درآید، البته مبتنی بر اصول و ضوابط شرعی؛ و دلیل اعتبار فقیه زمان به حی بودن و به روز بودن آن است؛ و دلیل متقن بودن فتاوی و نظرات مراجع دینی ما دخالت زمان و مکان در اجتهاد انهاست. در صورتیکه ماراه "انحصار در اندیشه" و محصور بودن در دورانی را مبنای کلامی خود قرار دهیم، بالندگی، رشد و کمال را مسدود کرده ایم. "انحصارگری" که در سال های اول انقلاب در میان جوانان انقلابی ما، مورد مذمت و تنفر قرار گرفته بود و بر اساس روش های سلیقه گری یک فرد یا گروه اجتمایی دنبال می شد، به لطف خداوند و تفکر آزادی اندیشه و تبیین کرسی های آزاداندیشی در محافل دانشگاهی توسط مقام معظم رهبری تبیین گردید.
3- اما چنین تفکر نابی در محافل سیاسی و آکادمیک ما نهادینه نشد و برای چندمین بار گرایشات سیاسی به سمت "دوقطبی شدن جامعه"به پیش رفت و خطراتی را متوجه افکار عمومی نمود و حوادث تیرماه 78 و فتنه 88 را به وجود آورد. مصادیق کوچکی از نداشتن تحمل مخالف میان دوستان را بخاطر دارم، یکی مربوط به قبل از انقلاب اسلامی است که در یکی از مساجد محله، در مراسم جشنی که به مناسبت میلاد امام حسین (ع) بود، سخنرانی کوتاهی داشتم و اظهار نظری در مورد مسائل محلی کردم، شب بعد از مراسم ساعت های بعد از نیمه شب، با صدای مهیبی از خواب پریدم و دیدم شعله های آتش پشت دیوار منزل پدری زبانه می کشد و بعد متوجه شدم، چند نفری از محله دیگر برای پاسخ دندان شکن دست به این کار زده اند که چرا شما در این موارد اظهار نظر کرده اید و ...!
در مصداق دیگری بعد از چهل سال در انتخابات دور دوم امسال یکی از دوستان قدیمی، جوانی را مامور کرده بود که به من پیغام دهد که مگر جانت می خارد! که در مورد انتخابات مقاله می نویسی و از فلان جریان سیاسی پشتیبانی می کنید!
اینها مصداق های ملی و محلی نداشتن "تحمل مخالف" در میان دوستان انقلاب است و متاسفانه گاهی، سیاسیون برای حفظ حیات سیاسی خود دست به دو قطبی سازی می زنند که مظاهر کوچک وبزرگ آن در سطح کشور زیاد است و در هر شهر وقصبه ای هم می توان مصادیق کوچک آن را دید. در سطح ملی، راست و چپ و ... و امروز هم مخالف یا موافق برجام؛ و مصادیق محلی در هر شهرستان این آقا یا آن آقا، این باند یا آن دسته و امروز هم موافقین وحدت یا مخالفین وحدت.
هر کدام می تواند شکاف هایی را میان مردم خداجو و علاقه مند به انقلاب اسلامی ایجاد کند. در مهندسی انتخابات با دوقطبی سازی های کاذب که هیچ نسبتی با اصول اولیه انقلاب اسلامی ندارند، شاید بتوان یک انتخابات را برد، اما نمی توان کشور را اداره کردیا پاسخگوی جامع و مانع مشکلات مردم و اشتغال جوانان بود. برای پیروزی یک ملت و تامین منافع ملی کشور، نیاز به وحدت ملی و بسیج همگانی میان همه گروه های وفادار به انقلاب اسلامی است. وگرنه شکاف هایی که در میان مردم ایجاد می شود، می تواند راهنفوذ دشمن به ارکان نظام را باز کند. در تاریخ معاصر ما، علت اصلی شکست نهضت ملی نفت، همین شکاف بود که کودتای 28 مرداد را شکل داد و مدیران ارشد سیاسی و انقلابی آنروز نتوانستند آن را مهار کنند؛ و دوباره پادشاهی نالایق و بی هویت به قدرت سیاسی کشور دست یافت.
4- تحمل و بردباری در اندیشه مفاهیمی هستند که مترادف با دگرپذیری به کار برده شده اند. این واژه ها در فهرست لغات معاصر، از نظر فلسفی و هم از نظر سیاسی و مذهبی معانی متفاوتی دارند که منظور اصلی ما در اینجا تحمل سلیقه های متفاوت در میان برادران دینی است که به اصول و پایه های اصلی انقلاب و اسلام معتقد هستند و سبب می شود که مردم بتوانند با روشن بینی وبی غرضی به مسائل بیاندیشند و تحمل عقاید متفاوت دیگران را داشته باشند. ضمن اینکه به فرد کمک می کند که توان تحمل و تفکر درباره نظرات نو و جدید را در خود نهادینه کند و از تعصب و انجماد فکری نیز جلوگیری کند.
دیگر سوی این موضوع، پرهیز از خشونت است، یکی از خصوصیات دیگر پذیری در شرایط واقعی و دو طرفه، جلوگیریاز خشونت فردی و اجتمایی است. علاوه بر آن، آزادی اندیشه در انسانبدون وجود این ویژگی ها امکان پذیر نخواهد بود.
5- یکی دیگر از ابعاد تحمل و تاب آوری، عبور انسان از سختی ها یا به عبارتی، عبور از فضای مه آلود روزگار استکه با عبور از فضای غبار آلود سیاسی و اجتمایی متفاوت است و تصمیم گیری را برای انسان سخت و دشوار می کند. مه معمولا در مسیر سعود از کوهستان دیده می شودآنها که بالا می روند خوب می دانند که از مه عبور خواهند کرد و در بلندی خورشید را خواهند دید. هرچند که مه دید را کم می کند، ولی داستانش از گرد و غبار جداست! گرد و غبار را باد های فصلی یا دویدن روی سطح پست ایجاد میکند. آن ها که راه صعود در مسیر قله پیشرفت را هدف قرار داده اند، هیچ غباری بر شانه هایشان نمی نشیند. غبارآلود کنندگان هوا، به خود بد می کنند و راه نفس کشیدن را برخود و اطرافیانشان میبندند. مه اگرچه دیدن را سخت می کندولی روح بخش است و نفس را تازه می کند. امید به صعود با فرورفتن در مه افزون می شود. تجربه نشان می دهد که در شرایط خوب همه خوب هستند، اما در شرایط بد و سخت که هوا ابری است خوب بودن هنر است و کاری بس دشوار برای آزمایش انساندر سختی های روزگار است.
نداند به جز ذات پروردگار
که فردا چه بازی کند روزگار
6- احترام به اندیشه و آزادی تفکر، احترام به خرد و ستایش اوست. هر انسانی که به فکر و اندیشه دیگران احترام می گذارد و خرد را می ستاید، ستودن خرد از دانایی و آزادی اندیشه سرایت می کند وتحمل آدمی را نسبت به نظر دیگران بالا می بردو این دو پیوندی همیشگی و عقلانی با هم دارند. فردوسی در آغاز شاهنامه بعد از سپاس و ستایش خداوندبه ستایش خرد می پردازدو او را بهترین نعمت خداوند می داند و سپس ریشه و بن دانش را، مایه اصلی خرد می پندارد و می گوید: این دانش و دانشوری، بن و پایانی ندارد. هرچه به شاخ سخن بنگری به بن آن نمی رسی که این همان نا محدود بودن اندیشهو تفکر آدمی است که انسان خردمند را تا بی نهایت برای رشد و کمال رهنمون می سازدو بی خردان را در ترازوی خردمندی و عقل رسوا می سازد.
خرد بهتر از هرچه ایزد بداد
ستایش خرد را به از راه داد
خرد رهنمای و خرد دلگشای
خرد دست گیرد به هردو سرای
چو دیدار یابی به شاخ سخن
بدانی که دانش نیاید به بن
ز هر دانشی چون سخن بشنوی
از آموختن یک زمان نغنوی
7- نقادی و هنر انتقاد منطقی، از تفکر دیگران یا روش های رقیب برای کسب قدرت جزء ملزومات اجتمایی است.
از نظر روانشناسی اجتماعی، اضطراب تا حدودی که به عدم تعادل روانی منجر نشود، لازمه موفقیت در کار و تلاش انسان است و برای موفقیت انسان در زندگی موثر است. وجود انتقاد در وادی "آزادی اندیشه" باعث تحرک و مطالبه گری مردم از مسئولین می شود که عده ای خوابشان نبرد و از وظایف قانونی خود غافل نشوند.
درنهایت برخورد اندیشه ها و تقابل نقادانه انسانها باعث لطافت و زیبایی اندیشه و روح عشق و امیددر میان انسان ها می شود. تا آنجا که جوانان اندیشمند ومصلحان متفکر حرف های تازه و اندیشه های نو رابه فضای افکار عمومی تسری داده و شعله های عشق و امید رادر دل های مردم روشن می نمایند.
با انگیزه آگاهانه به کار و تلاش و مطالعه در کتاب آفرینش پرداخته و وجود عمیق و پیچیده انسان را وارسی کرده و بقول سعدی، صدای سخن عشق را بلند کنند و زیر گنبد دوار هستی به اندیشه و تفکر بپردازند.
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
به عقاید دیگران احترام بگذارید...ما را در سایت به عقاید دیگران احترام بگذارید دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 117